منتظرم این دو ساعته بگذره که قراره با بچه ها بریم هپی اور ** بعدشم بریم سینما تا برنامه شب این باری که میریم هپی آور شروع بشه!!! مارتینی جان آماده باش دارم میام!
من خیلی هایپرم این هفته من به این نتیجه رسیدم اونایی که کار نمیکنن فقط درس میخونند خیلی وقت زیاد دارن کاراشونو کنند مثلا من این هفته همش سر کار مشقامو کردم فرتی زودتر از موقع هم تموم شد! حالا نکه اصلا هم کار نکردما ولی خیلی کم دیگه! شد در کل ۱۵ ساعت بقیش یللی تللی و جلسه !!!
هفته دیگه این پروژه شروع شه ما بیچاره میشیم از دیروز تا به حال دو تا جلسه اضطراری داشتیم! آقا معلم میخوان مطمئن باشن ما کجای ماجرا قرار داریم خدایا یک کاری کن زیاد حرص نده من حوصله شکایات ندارم! ا
امروز وقت ناهار رفتیم یک واک واسه بیماری های قلبی! بهش میگن هارت واک ... ۴ تا بلوک رفتیم پایین سه تا بلوک به چپ یک مربع طی کردیم تا برگشتیم! ( مستطیل ببخشید ظلع هاش برابر نیست که مهندس !!!) در کل شد نیم ساعت
فردا هم برادر جان میاد از نیویورک آخجوون خدا کنه یک کار فانی بکنیم تا هست البته من باید ویکند بعدی واسه میدترمم همش درس بخونم
خدا کنه امشب بارون بیاد وگرنه واسه این برنامه ای که بهمش زدم خیلی دلم میسوزه! یک پارتی رو قایق بود با دی جی و موزیک و شام از ۸ تا ۱۲:۳۰ امشب! ولی انقدر همه جا گفتن امشب بارونی و... که ما بیخیالش شدیم! به خدا اگه امشب برون نیاد این هوا شناسی رو من سو میکنم!
یکی از دلیل هایپر بودن امروزم اینه که صبح با پسر عمه ام ایران حرف زدم! فنقلی داره داماد میشه ولی خیلی آبرو ریزی بود آخه من از وقتی از ایران برگشتم به یک سری از فامیلایی که کلی هم بهشون زحمت دادم زنگ نزدم و اینم اونجا بود و داشتن شیرینی نامزدی شونو درست میکردن! ! وای خیلی آبروریزی بود هی بهش میگم انقدر نگین نگین نکن! نفهمند منم!!! میگه وا تو نگینی داری از ال ای به من زنگ میزنی باید بگم!!! قربونت بشم دومادیت مبارک ففنقل!
ویکند خوبی داشته باشین!