امروز رئیس گوگولی ما رو برد به رییس این گروهی که قراره یک مدت براشون کار کنیم معرفی کنه تا من را معرفی کرد بهم گفت های نگین . "سلام چطوری" ( به فارسی) من شوکه شده بودم این چطوری فارسی گفت؟!!! بقیه هم که خوب اون سلام چطوری شو نفهمیده بودن احتمالا! خیلی آدم با مزه ای بود!! خلاصه مثل اینکه قرار شده ما سر جای اینایی که رفتن اعتصاب بشینیم! رییس گوگولی گفت اگه وقتی اومدن دیدن که اینا برگشتن یک راست برین پیش گری!!! ( همین رئیس جدیده!!) خلاصه یک آقاهه که کارهای ما رو هم فاینال چک میکرد (وقتی تو گروه قبلی بودم ) بهمون میگفت که چی کار باید بکنیم! من این آقاهه "داگ " رو خیلی دوست دارم! کلا از این شخصیت های ریلکس و نرمال هست که کمتر دور و بر ما پیدا میشه!!! خلاصه از فردا من باز قرض داده میشم به این گروه جدیده تا اینا از اعتصاب بیان! معلوم نیست چقدر طول میکشه ! گری بعد از ظهر اومد دید من و داگ مشغول حرف زدنیم پسرا رفته بودن نوشیدنی بگیرن! به داگ میگه پسرا رو فراری دادی فقط نگین و تونستی نگاه داری؟ بعدش ازم پرسید که از کجای ایرانی؟ گفتم تهران! گفت خانوم من مال شیرازه منم گفتم اووه مامان و بابای منم مال شیرازند بعد دیگه حرف اینکه ما چه کشور تاریخی و گل بلبلی داریم و گفت کاشکی اوضاع بهتر بود که میشد بره ببینه! گفتم آره اونجا با توریست ها خیلی خوب رفتار میکنن!!!! گفت آره خانومم هم میگه همیشه ... از این ور اون ور هم هی بهمون کباب میدن ها؟ گفتم آره ولی تنها خرید نرو ها! سر ما را هم که از اینجا میریم اگه بفهمن کلاه میزارن چه برسه به تو!!!! خلاصه کلی خندیدیم!
آقای عین امروزبرام تکست کرده که نگین من معذرت میخوام من عصبانی بودم اون جوری گفتم ای ام سوووو ساری! منم بهش جواب دادم که از دستت خیلی ناراحتم... اونم زد که میدونم منو بخش من خیلی ... و ... هستم... نباید اون جوری میگفتم... نمیدونم چرا باز گریم گرفته بود... اصلا اصلا راستش حوصله معذرت خواهی شو هم نداشتم البته انتظارشو خوب داشتم تا تکستم کرد به مژی گفتم که چی کار کنم! گفت خودت فکر کن ببین باز میخوای ببینیش؟ میخوای ادامه بدی جواب بده! گفتم نه واقعا ولی آخر جوابشو دادم و گفتم من دلم میخواست ببینمت من دلم برات تنگ شده بود ولی دیدی آخرش چی شد؟ حالا هم این مدل معذرت خواهیت هست! داری تکست میکنی! دلم نمیخواد اصلا نه ببینمش نه باهاش حرف بزنم!ا
دیروز هم که تراپی داشتم تمام جلسه درباره چیزهای دیگه حرف زدم آخرش روانشناسه گفت خوب آقای عین چطوره؟ گفتم اینجوری شده.. اینو گفت اونو گفت و این جوری شد! بنده خدا اونم شوکه کردم همینجوری نگام میکرد من از قیافش هم خندم گرفته بود و هم گریم!! بعد بهم میگه نیم ساعت اول یک کلمه از این موضوع حرف نزدی چرا؟ میگم نمیخوام اصلا دربارش حرف بزنم میگه عصبانی هستی ؟ میگم نه اینجوری باید میشد..بهتر. بعد گفت با اون چیزایی که ازش میگفتی منم انتظار نداشتم این کارو کنه حتمن عصبانی بوده از جای دیگه .... میگم خوب عصبانی بوده باشه به من چه! چرا به من پرید؟ میگم بهش اصلا انگار واسم مرد .... نمیدونم واقعا چش بود اون روز ولی اصلا احساس خوبی بهش ندارم بهر حال... دو هفته دیگه دوباره میرم پیشش بازم حرف داشتم حتمن باید برم قبل ابنکه تلمبار شه! خلاصه اینم از ایشون! حالا ببینم چه میکنه!!ا!ا
بهتره کم کم برام بخوابم! فردا باید زود برام!ا شب همگی خوش!ا
آقای عین امروزبرام تکست کرده که نگین من معذرت میخوام من عصبانی بودم اون جوری گفتم ای ام سوووو ساری! منم بهش جواب دادم که از دستت خیلی ناراحتم... اونم زد که میدونم منو بخش من خیلی ... و ... هستم... نباید اون جوری میگفتم... نمیدونم چرا باز گریم گرفته بود... اصلا اصلا راستش حوصله معذرت خواهی شو هم نداشتم البته انتظارشو خوب داشتم تا تکستم کرد به مژی گفتم که چی کار کنم! گفت خودت فکر کن ببین باز میخوای ببینیش؟ میخوای ادامه بدی جواب بده! گفتم نه واقعا ولی آخر جوابشو دادم و گفتم من دلم میخواست ببینمت من دلم برات تنگ شده بود ولی دیدی آخرش چی شد؟ حالا هم این مدل معذرت خواهیت هست! داری تکست میکنی! دلم نمیخواد اصلا نه ببینمش نه باهاش حرف بزنم!ا
دیروز هم که تراپی داشتم تمام جلسه درباره چیزهای دیگه حرف زدم آخرش روانشناسه گفت خوب آقای عین چطوره؟ گفتم اینجوری شده.. اینو گفت اونو گفت و این جوری شد! بنده خدا اونم شوکه کردم همینجوری نگام میکرد من از قیافش هم خندم گرفته بود و هم گریم!! بعد بهم میگه نیم ساعت اول یک کلمه از این موضوع حرف نزدی چرا؟ میگم نمیخوام اصلا دربارش حرف بزنم میگه عصبانی هستی ؟ میگم نه اینجوری باید میشد..بهتر. بعد گفت با اون چیزایی که ازش میگفتی منم انتظار نداشتم این کارو کنه حتمن عصبانی بوده از جای دیگه .... میگم خوب عصبانی بوده باشه به من چه! چرا به من پرید؟ میگم بهش اصلا انگار واسم مرد .... نمیدونم واقعا چش بود اون روز ولی اصلا احساس خوبی بهش ندارم بهر حال... دو هفته دیگه دوباره میرم پیشش بازم حرف داشتم حتمن باید برم قبل ابنکه تلمبار شه! خلاصه اینم از ایشون! حالا ببینم چه میکنه!!ا!ا
بهتره کم کم برام بخوابم! فردا باید زود برام!ا شب همگی خوش!ا