Sunday, January 06, 2013
Posted by Nene at 1:42 PM 2 comments
Thursday, January 03, 2013
میگم الکی که سرد نشدم به خاطره اون اتفاق که قبل رفتنم افتاد حس کردم تو هنوز درگیری منم حوصله این جوری دراما ها رو ندارم از اولشم گفتم من دنبال رابطه جدیم نگفتم؟
میگه چرا گفتی
میگم خوب همین دیگه قضیه اینه... اگه دلم به این خوش بود که برای این مساله کاری داری میکنی انقدر زود دلسرد نمیشدم ولی تو هیچ کاری نمیکنی...ا
هیچی نمیگه! چی بگه حرف حق جواب نداره!ا
گفتش یعنی واقعن اینجوری میخوای؟
گفتم اینجوری نمیخوام راه دیگی نزاشتی برام ... تنها همین راه کار میکنه ...ا
بد از کلی میگه ولی من دوست دارم
میگم منم دوست دارم ولی کافی نیست در واقع مشکل همینه! ا
فقط خوشحالم که حرفامون رو در رو نبود
نمیدونم چرا وقتی جدی میخوام یک چیزی و به کسی بگم انگلیسی بلغور میکنم!! ا
***
Posted by Nene at 12:54 PM 0 comments
Wednesday, January 02, 2013
داشتم الان در حین کار فکر میکردم من چقدر دوستام با هم متفاوتن! وبعضی هاشون حتا فکر نمیکنن این دوستی که دارن یعنی من چه کار هایی ممکنه بکنه!! از این فکرم خندم گرفت!!ا فقط یکی دو نفر هستن که میدونن که دقیقن در فکر و ذهن من چی میگذره اونم شاید نه همشو تا حدودی... بگذریم ....ا
رزولوشن سال جدید من اینه که روزی یک ساعت به خودم اختصاص بدم ورزش کنم یا برم قدم بزنم... ا
ه گفته بودم که مدت هاست از علی خبر نداشتم! خوب همیشه وقتی میره دانمارک محبت اش گل میکنه! هرروز واسم مسج میزاره مخصوصا الان ها که یک روز کریسمس یک روز سال نو یک روز تولد منه یک روز تولده اونه حالا اگه اینجا بود عمرا همو تحویل میگرفتیم البته بد جنسی نکنم باید بگم ازبعد تصادف ام خیلی به فکرم بوده و کمکم کرد! ولی اصولا با این کاراش هم یهو هم گند میزنه به همه چی ! نمیدونم هم کی بر میگرده! ا
این دوست جدیدمون هم خیلی تو خالی میزنه! کلا من ازش دل کندم فایده نداره! ولی من نمیدونم چرا هر چی آدم بی توجه تر میشه بیشتر مورد توجه قرار میگیره! جالبه واقعن دقیقن از قبل مسافرتم به وگاس بود که یک اتفاقی افتاد که انگار همه چیز برای من زیر سوال رفت و کلا این آدم برای من نقشش تموم شد! یعنی من حتا یک لحظه هم تو وگاس به فکر این نبودم به قول خودش یک تعارف هم نزدم که حالا دوست پسر فلانی میاد تو ام میخوای بیا! برای چی باید میگفتم؟ من که داشت بهم خوش میگذاشت! حتا بعضی وقتا تکست هاشم که چه میکنی اینا رو سپی جواب میداد!! حالا که برگشتم انگار نه انگار اون اتفاقات افتاده از من گلایه هم میکنه که چرا رفتی اونجا به فکر من نبودی؟ چرا زنگ نزدی ؟ چرا جواب ندادی ؟ چرا چرا چرا ... چرا سردی؟ چرا جواب تلفن دیر میدی ! خوب این
آدم اگه یک خرده عاقل داشت میفهمید که یک اتفاقی افتاد که من اینجوری شدم وگرنه منی که هرروز با این آدم بودم و اون مشکلات به هیچ جام نبود و میگفتم حلش میکنه مگه مرض دارم ! ولی خنگه دیگه!!منم اصلا حس توضیح دادن و شنیدن جوابات ندارم ...کلا آدم نباید رو افراد زیاد حساب کنه!!! ا
این روزها کلا دلم به چیز هایی خوشه که بی فایده هستن واقعن! ولی بودنشون یک جوری یک حس خوبیه! کلا یک مدلی گیجم و گمم!!! ا !!
دلم میخواست اولین پست سال ٢٠١٣ با انرژی تر باشه! والی خوب عیبی نداره! اینجوری این انرژی های بد تخلیه شدن! ایشالا تا آخر سال خیلی خیلی خوب باشه ه! شب سال نو مامان اینا رو بردم یک پارتی ایرانی که اندی میخوند انقدر شاد و با حال بود و بهمون خوش گذشت خیلی خوشحالم که باهاشون بودم و خوشحالشون کردم! و بهمون خوش گذشت! سال ٢٠١٣ سال خیلی خیلی خوبی میشه میدونم
Posted by Nene at 4:00 PM 0 comments
Sunday, December 02, 2012
سوتي
داريم فيضبوك همو ميبينيم يك سخنراني هم داره رو يك صفحه بخش ميشه! من: "علي" اينو ببند خيلي حرف ميزنه!! اون: ميبنده .. من تو دلم: خاك تو سرم كنن "علي!!!" اين كه اسمش علي نيست!.. اون: يا بحر يك كاري بود متوجه نشد يا طفلك به روي خودش نياورد!!! من: وا علي كيه اوه اسمه اينكه اينو كذاشته را خوندم عليه... و از موضوع رد شديم
من حوصله ام سررفته بود رفتم بيشش كه فيلم ببينيم بعد برادرش يك درخواست براي يك دانشكاه بايد ميفرستاد هي زنك ميزد باهاش جك كنه من سعي ميكردم به عنوان يك دوست خوب خودمو مشغول كنم و هر وقت با ايما و اشاره ميكفت ايم سو ساري لبخندبزنم بعد از يك ساعت قطع كردن كه اون بره يك جيزايي را درست كنه منم خوشحال كه خوب زمان اين ماجرا ساعت ١٢ تمام ميشه ديكه تا ٢ ساعت ديكه يعني :)) رفتيم يك جيزي بكيريم و بخوريم يكمي دور زديم ساعت ١٢ بركشتيم زنك زده بود باز :)) بابا وقت كذشت سابميت كن بره :)) باز ١ ساعت ديكه به تصحيحات كذشت و من براي خودم يك قسمت از سريال مورد علاقه مو ديدم :)) وسط قسمت بعدي بلاخره اومدش و با هم فيلم ا. ير. ا. ني ديديم :)) بسيار شب مهيجي بود كلا يهني :))
Posted by Nene at 12:38 PM 2 comments
Wednesday, November 28, 2012
عينكي
من مجددا عينكي شدم واسه اين كه بنده از صبح تا شب به مانيتور زل ميزنم موقعيت كاري ايجاب ميكنه خوب ... ولي همچنان از زدن عينك خودداري كرده فقط موقع رانندگي ميزنم :)) بعد ديروز با دوست جان رفتيم شام بعد من دير رسيدم يك باره از سر كار رفتم دم خونه اون برش دارم و نتيجه اين شد كه من راننده شدم با عينك زيبام :)) بعد كه رسيديم و شام و خور ديم اينا سرم به شدت درد ميكرد:(بهم ميكه اين مال اينه كه هي عينك و ميزاري بر ميداري... ميگم خوب نميخوام عادت كنم دوستش ندارم ... ميگه بهت مياد بزنش مثل خانوم مهندس ها ميشي فردا ديدي منجر شدي ها :))) ميگم خوب تو خودت جرا نمي زني؟؟ ميگه چشام ريز ميشه :)) من: خوب منم نميخوام چشمام ريز بشه :(( يعني چشمام ريزه الان؟؟ ميگه نخير چشم هاي شما درشته با اين چيز ها ريز بشو نيست :))) من: واقعا ؟ اون: بعله معلومه:))) خيلي حال داد اين كامپليمنت با اينكه من كه واقعيت و ميدونم :))) ولي من بازم از عينك زدم مياد و حاضر نيستم دوباره عينك بزنم :(
Posted by Nene at 7:38 PM 1 comments
Saturday, November 24, 2012
يك شب خوب
ديشب همه باهم رفتيم سوشي و بعدش يك بار نزديكاي خودمون انقدر همه با ساكي و ابجو خوشحال بوديم كه خدا ميدونه يعني وقتي يايا و كوكي و دوست جديد من اومدن ماها كلا شاد بوديم :)) حالا اين دوستاي منم اين دوست جديد را بار اول بود ميديدن افتاده بودن سوال جواب كردن باهاش و سر به سرش ميزاشتن اونم همش ميخنديد تا اينكه برادر جان هام و كوكي و سارا شروع به حرف باهاش كردن و بعدم رفتيم سيگار و طرف كمي نجات يافت :)) يك مه قشنگي هم ديشب بود و خلاصه شب خيلي خوبي بود.
Posted by Nene at 10:39 AM 0 comments
Saturday, November 17, 2012
روز تعطيل ما
برادرش اومده اينجا واسه ويكند و قرار بود بره امتحان بده ، قرار شد ما هم بريم با هم يك جا صبحانه! اينجايي كه رفتيم خيلي كوزي و با مزه هست و كنار ديواراش كتابخونه هست :-) صبحانه را خورديم و داشتيم فكر ميكرديم بريم قدمي بزنيم ( نم نم بارون هم ميامد ) كه يهو برادره زنگ زد!! سيستم كراش كرده بود و نتونسته امتحان بده :) طفلك از يك شهر ديگه هم اومده!! خلاصه ما هم جور و پلاس و جم كرديم و اون رفت دنبال برادره منم رفتم خريد :))
Posted by Nene at 1:55 PM 0 comments
Tuesday, November 13, 2012
تفاوت
وقتي هميشه بوي فرندهات ازت بزرگتر بودن و حالا كسي كه باهاته هم سنته ميفهمي كه دليل
داره كه ميگن اختلاف سني لازم كه نه واجبه !!!!ا
Posted by Nene at 8:30 PM 1 comments
Thursday, August 09, 2012
شکستم
Posted by Nene at 11:19 PM 4 comments
Tuesday, August 07, 2012
Posted by Nene at 10:46 PM 0 comments