Tuesday, August 07, 2012

سر کار خیلی شلوغ هستیم من بیشتر وقتا تا دیر وقت و بیشتر شنبه ها کار میکنم و بیشتر یکشنبه ها با دوستام یا مامان اینا یک کاری میکنیم هفته پیش رفتیم سن دیگو سفاری پارک یک هفته رفتیم یونیورسال استودیو بقیشم به پیک نیک و دریا و بولینگ اینجور کارا گذشته.. تابستون خوبیه ... هوا دو سه روزه بالای ۹۰ هست و کباب میشی از ساختمون که در میای! امروز که من واقعا نفسم گرفت از ساختمون خودمون رفتم ساختمون بقلی! دلم یک مسافرت طولانی میخواد یک خواب راحت بدون دیدن کابوس کاری فردا!!! مدت ها بود دیگه خواب کار هایی که میکنم نمیدم ولی این پروژه انقدر طولانی و زیاد شده که همه فکر و ذکرم شده انگار! تو خواب هم دارم غلط ها رو درست میکنم و کشفیات میکنم و مدلم و درست میکنم خلاصه درگیرم! حالا رییسمون هم تو این هیر و بیر داره میره!! اونم قوز بالا قوزه! البته هم میره هم نمیره!!! مثلا قرار بود از هفته پیش بره تو گروه جدیدش ولی هنوزم که هنوز هر ۲ دقیقه یک بار جلسه میزاره و استتوس میخواد! کلا الان مدتی همه رو اعصاب روان هم هستیم مخصوصا روسا و رهبران گروها !ا

خیلی حرفا دارم بزنم ولی نوشتنم نمیاد فکر کنم به زودی در اینجا تخته بشه! نمیتونم هر چی میخوام بنویسم!البته تنها مشتری اینجا خودمم که گاهی وقتا نوشتن حالم و بهتر کنه! خلاصه اگه کسی اینا رو میخونه و چند وقت دیگه دید اینجا نبود شده زیاد تعجب نکنه :) اینجام مثل بقیه بلاگ ها



*** برای خودم : خدایا اگه کار درستی نیست اصلا نظر که پیش بیاد و بگیم پیش امد! خودت ترتیبش و بده.. ولی اگه به صلاح هست خودت راست و رسش کن ...................ا

0 comments: