یک مدتی هست سعی میکنم بی خیال همه کس و همه چیز بشم و هی غر غر نکنم!!! یعنی تا میام ناله سر بدم به خودم میگم نه نه بسه به کارت برس!! بعد نا خود آگاه یک کمی در مورد مورده فکر میکنم بعد هم سعی میکنم خودمو مشغول کنم !! فعلا این هفته تا کنون موافق بودم با اینکه دو تا چیزی که میخواستم نشود ولی هنوز امیدم و از دست ندادم! نانی هم هر بار میبینتم میگه چقدر روحیت خوب شده حالا بزنین به تخته یهو فردا میزنم تو خاکی!ا
دیدین اسکار و بردیم ؟؟؟؟ یعنی بگم تمام وقتی که این بشر داشت حرف میزد من همین جوری اشک ریختم و فریاد زدم دروغ نگفتم اصلا بار اول گوش ندادم چی گفت .... داییم اینا و فسقلی ها خونمون بودن ما همه منتظر این لحظه بودیم و هی میگفتیم خدایا میشه یعنی؟؟؟ ساندرا بولک که حرف میزد یعنی من همه بدنم یخ زده بود و قلبم داشت میومد تو دهانم... همه هم همو دلداری میدادیم که تا همین جا هم که رسیدن عالیه و ای ول و اینا و من و مامی جان روحیه بالا میگفتیم حتما میبرند .... وقتی اسم ایران و گفت انقدر هممون جیغ زدیم که به قول مامی جان همه تا سر خیابون فهمیدن ما ایرانی هستیم خیلی خلاصه افتخار کردیم... سر کار هم این آقاهه که کنارم میشینه ( همسایه جدیدم) آخه جام و عوض کردن!! بهم گفت من دوست دارم این فیلمو ببینم گفتم من لینکش و دارم بهت میدم ولی بعد دیدم لینکه زیر نویس نداره!! هر چی هم گشتم هیچی پیدا نکردم که زیر نویس و حرفا با هم مچ باشه! حالا اگه کسی اینجا رو خوند و سراغ داره بهم بگه! خیلی بیچاره دوست داشت ببینه! بله همکارای ما انقدر مالتی کالچرال هستن!!!ا
خوب من یک دوست تو دانشگاه پیدا کردم که الان خیلی باهم وقت میگذرونیم اسمشو میزارم سمی ! شوهرش رفته ایران واسه دو هفته اینم گیر داده به من بیا با من بریم ایران اونم داره دو هفته دیگه میره ایران!! هر چی میگم قربونت برم من مامان بابام اینجام دم عید کجا پاشم برم ایران وسط دانشگاه اونم!!! خلاصه الان که شوهرش نیست من در نقش حوصله هم زن و روحیه دان و اینام !!! نه بابا شوخی میکنم ولی خوب بیشتر با هم وقت میگذرونیم!! شوهرشم دوست دارم هر دو بچه های خوبین!! بعد من و این دوستم رژیم گرفتیم و میریم یک جا واسه لاغری و این برنامه ها که تلویزیون خیلی تبلیغ میکرد!! بعد خیلی باحالیم ما هفته یک بار روز آزاد به هم دادیم و میریم با هم رستوران!!! حالا امشبم از اون شب های آزاده !!! ولی هنوز مطمئن نیستیم کجا میریم! دلم یک چیز خوشمزه میخواد! فعلا هر دومون تقریبا ۸- ۷ پوند کم شدیم از هفته اول... من که حالا حالا ها باید برم اونم فعلا گرفتاره نه به شدت من البته!! من که ترم قبل نه که ورزش نکردم و گرفتار درسهام شدم خیلی افتضاحم و شدم یک خرس به تمام معنا ! ولی عیبی نداره درست میشه ایشالا!!! یک روز منم یک مانکن میشم !!!ا ولی دو تایی خیلی خوبه هی به هم روحیه میدیم و اگه یک هفته کم نشیم به هم دلداری میدیم!ا
خیلی دوست دارم زود زود اینجا رو آپ کنم ولی هی نمیشه و تنبلی میکنم! کاشکی میشد هرروز یک چیز کوچیک مینوشتم که بعدا یادم بمونه یک چیزایی! علی و خیلی وقته ندیدم از همون زمان پست قبل...... گاهی دلم براش خیلی پر میکشه.... نمیدونم تا کی طاقت میارم و اینجوری میگذرونمش .... هیچی هم نشده ولی گاهی وقتا این حس و رابطه بین ما بد جوری زیر سوال میره برای خودم و میخوام استاپ کنمش الانم تو همون حالتم... دلم یک آدمی میخواد که همه جوره دوستم داشته باشه و دوستش داشته باشم و وقتی آدم های دورو برم و میبینم باز به علی برگردم یک جوری واسه من مکان آرامش و گوش شنواست .... فعلا تا جایی که بشه صبر میکنم ... خودشم که هیچی ... انگار بود و نبود من واسش بی اهمیته و .......... بگذریم
دلگیرم از دست خودم
کاش عاشقت نمیشدم
هر جوری میخواستم نشد
از غم یک ذره م کم نشد
من موندم و تنهایی هام
از دنیا هیچی نمیخوام
عاقبت منو نگاه
اشتباه پشت اشتباه
2 comments:
Negin jaan.
man ham kheili excited shodam ke Farhadi bord. It was wonerful.
Ocean
Hi Negin joon chetori? Merci az commente ba mohabatet
Omidvaram ke sale besyar khoobi ro shoroo koni
Post a Comment