کریسمس همه مبارک باشه و امیدوارم که به همه خیلی خیلی خوش بگذره ... من که خیلی مریض شدم و انگار خوب بشو هم نیستم!! هر دقیقه یک منطقه شروع به آبریزی میکنه! جمعه دماغ جان و چشم راستم بود! دیروز فقط دماغ! امروز چشم چپم بازی دراورده! خوب نوبت رو رعایت میکنن به یکی بیشتر توجه نشه ... خلاصه من الان یک بابا قوری تمام عیار هستم ! هر وقت از این عطسه های پدر مادر دار میکنم یاده مامان بزرگم میوفتم خدا بیامرز!! من که تو این سن مثل اون سن اونا عطسه میکنم خدا به دادم برسه به اون سن برسم!! تولد مژی و که نتونستم برم و طفلکی جریان و کنسل کرد کلا تا من خوب شم گفتم امروز میرم یک سر پیشش ولی با حال فعلی بازم ترسیدم مریض شون کنم آخه دارن میرن مسافرت! الان که باهاش حرف میزدم دیدم اونم داره فین فین میکنه گفتم ای وای مریض شدی؟ میگه نه هر دو در حال مقاومتیم من از صبح ۵ تا لیوان آب جوش خوردم! این نمیدونم چه ویروسی تو هواست این وقت سال همیشه میاد
دیشب به نظر میومد یکم بهتر بودم رفتیم خونه داییم این دختر دایی کوچیکم هنوز داره تو توهم سانتا به سر میبره گوگولی البته فکر کنم خودشو میزنه به اون راه ! ولی خیلی با مزه هست! بهش میگم دانا ما بریم خونه دیگه فکر کنم که سانتا خونه ما اومده باشه میگه نه بعد رفته گوگل و نگاه میکنه میگه مثلا سانتا الان فلان جا هستش نرسیده .. خلاصه این بچه همین جور دیشب این سانتا رو دنبال کرد کجا میره ... دیگه ساعت ۱۱ اینا بود غش کرد یک جا.. خیلی بلا شده بعد هم برای سانتا کوکی هم درست کرده بود آقا ما خودمون و هلاک کردیم یکی از اون کوکی ها رو بخوریم نداد که! وقتی خوابید من و خاله اش گفتیم حالا از این کوکی ها بدین ببینیم چه مزه ای هست!! مثلا سانتا باید بخوره دیگه!!! بهش گفتم دانا حالا شاید این رسید خونه شما سیر باشه دیگه کوکی نخوره میگه نه اون ۳۶۴ روز کوکی نمیخوره همین یک شب میخوره ! ! ا خواهر بزرگه هم همش به من چشمک میزنه که این یعنی نمیدونه!! مثل اینکه به مادر بزرگشم گفته که آوا به سانتا عقیده نداره !!! چونکه من که ازش پرسیدم سانتا قراره برای آوا چی بیاره گفتش که تینیجر ها واسه سانتا دیگه نامه نمیویسن!!با اینکه آوا 12 سالشه! الهی من فدات بشم آخه! برای خودش هم قرار بود یک اجاق گاز بیاره که انگار میشه روش چیز میز پخت!! که مامانش اینا میگفتن هیچ جا پیدا نکردیم همه تموم کرده بودن براش بستنی درست کنش و خریده بودن!!! اوه بعد در نامه اولش به سانتا گفته بوده که براش بیبی بیاره ! بعد مامانش بهش گفته بود که ما الان آمادگی نداریم ! تو میتونی دایپر شو عوض کنی و مواظبش باشی!! اونم یکمی فکر کرده بوده گفته بوده دایپر نه!!!!! خلاصه باباش به دوست الف که میشناسه پیغام داده بود که آره به سانتا بگوما فلان آمادگی بیبی نداریم!!!ا این هم از فنقلی ما!ا
پسرا که رفتن وگاس ولی ما امروز دیگه کادو همون و باز کردیم و بسی مشعوف شدیم!! جای همگی خالی! خلاصه به همه کلی خوش بگذاره .. و کلی کادو های باحال بگیرین! اونایی هم که ایران حسودی نکنن!!! حالا این همه شما ها چاپ و راست تعطیلین ما هم یک بار برای اون همه بار ها!!!!!ا
ای
ن هم نمایی از درخت ما اا
دیشب به نظر میومد یکم بهتر بودم رفتیم خونه داییم این دختر دایی کوچیکم هنوز داره تو توهم سانتا به سر میبره گوگولی البته فکر کنم خودشو میزنه به اون راه ! ولی خیلی با مزه هست! بهش میگم دانا ما بریم خونه دیگه فکر کنم که سانتا خونه ما اومده باشه میگه نه بعد رفته گوگل و نگاه میکنه میگه مثلا سانتا الان فلان جا هستش نرسیده .. خلاصه این بچه همین جور دیشب این سانتا رو دنبال کرد کجا میره ... دیگه ساعت ۱۱ اینا بود غش کرد یک جا.. خیلی بلا شده بعد هم برای سانتا کوکی هم درست کرده بود آقا ما خودمون و هلاک کردیم یکی از اون کوکی ها رو بخوریم نداد که! وقتی خوابید من و خاله اش گفتیم حالا از این کوکی ها بدین ببینیم چه مزه ای هست!! مثلا سانتا باید بخوره دیگه!!! بهش گفتم دانا حالا شاید این رسید خونه شما سیر باشه دیگه کوکی نخوره میگه نه اون ۳۶۴ روز کوکی نمیخوره همین یک شب میخوره ! ! ا خواهر بزرگه هم همش به من چشمک میزنه که این یعنی نمیدونه!! مثل اینکه به مادر بزرگشم گفته که آوا به سانتا عقیده نداره !!! چونکه من که ازش پرسیدم سانتا قراره برای آوا چی بیاره گفتش که تینیجر ها واسه سانتا دیگه نامه نمیویسن!!با اینکه آوا 12 سالشه! الهی من فدات بشم آخه! برای خودش هم قرار بود یک اجاق گاز بیاره که انگار میشه روش چیز میز پخت!! که مامانش اینا میگفتن هیچ جا پیدا نکردیم همه تموم کرده بودن براش بستنی درست کنش و خریده بودن!!! اوه بعد در نامه اولش به سانتا گفته بوده که براش بیبی بیاره ! بعد مامانش بهش گفته بود که ما الان آمادگی نداریم ! تو میتونی دایپر شو عوض کنی و مواظبش باشی!! اونم یکمی فکر کرده بوده گفته بوده دایپر نه!!!!! خلاصه باباش به دوست الف که میشناسه پیغام داده بود که آره به سانتا بگوما فلان آمادگی بیبی نداریم!!!ا این هم از فنقلی ما!ا
پسرا که رفتن وگاس ولی ما امروز دیگه کادو همون و باز کردیم و بسی مشعوف شدیم!! جای همگی خالی! خلاصه به همه کلی خوش بگذاره .. و کلی کادو های باحال بگیرین! اونایی هم که ایران حسودی نکنن!!! حالا این همه شما ها چاپ و راست تعطیلین ما هم یک بار برای اون همه بار ها!!!!!ا
ای
ن هم نمایی از درخت ما اا
2 comments:
Hi Ngin jaan,
Happy New Year. I Wish health, happiness, love and success.
Ocean
merc azizam I wish you and your family the same thing
Post a Comment