علی آقا تشریف آوردن و ما رو دیشب سر فراز کردن! دیشب بهش میگم علی کی رسیدی میگه دیروز چند شنبه بود؟ میگم چهار شنبه! میگه آه من سه شنبه رسیدم! میگم بد به من هیچی نگفتی؟ میگه انقدر منگ بودم و انقدر خسته بودم همین الانم نمیدونم دقیقا کجام الان!! پروازش کنسل شده بوده تو آلمان و کلی الاخون والاخون شده! بعد تازه بدو بدو رفته یک باکس کوچولو آورده بعد من میگم مگه من نمیگم آخه نیار چیزی؟؟ میگه این خیلی کوچولوه اشکال نداره ... سمبل کپنهاگ هست! با نمک بود از این مجسمه های کار دست که شبیه پری دریای بود زیرشم نوشته بود کپنهاگ .. خلاصه کلی حرف و تعریف و این بساط ها منم داشتم میمردم از خستگی یک نیم ساعتی هم خوابم برد اونجا! دیگه بدو بدو خودم و رسوندم خونه و غشیدم! راستی اون سس کذایی رو هم آورده البته نه برای من ها ها ها! تو یخچال خودشه در حال حاضر
شام دیشب هم خیلی باحال بود کلی با ملت نت ورک کردیم و حرف و صحبت سخنرانی هاشونم خوب بود این آقاهه که امسال اومده بود حرف بزنه ریس کل نبود ولی جز آدم مهم ها بود و خیلی هم قشنگ حرف میزد و کلا خسته کننده نبود! شام شون هم ای ی ی بدک نبود ولی همچین چنگی هم به دل نمیزد ولی دسرش خوشمزه بود ولی سالنش سردددددد بود !! یعنی من مثل بید به خودم میلرزیدم همچین دلم میخواست کت این آقاهه که کنارم بود و آویزون کرده بود پشت صندلیش و بگیرم و بندازم رو پاهام که دیگه بی حس شده بودن از سرما!!! خلاصه ساعت ۸ اینا دیگه ختم جلسه اعلام شد و ما از سرد خونه درومدیم!
من برم خونه دیگه که اگه دیر بجمبم تو ترافیک موندگارم!
ویکند خوبی داشته باشین
شام دیشب هم خیلی باحال بود کلی با ملت نت ورک کردیم و حرف و صحبت سخنرانی هاشونم خوب بود این آقاهه که امسال اومده بود حرف بزنه ریس کل نبود ولی جز آدم مهم ها بود و خیلی هم قشنگ حرف میزد و کلا خسته کننده نبود! شام شون هم ای ی ی بدک نبود ولی همچین چنگی هم به دل نمیزد ولی دسرش خوشمزه بود ولی سالنش سردددددد بود !! یعنی من مثل بید به خودم میلرزیدم همچین دلم میخواست کت این آقاهه که کنارم بود و آویزون کرده بود پشت صندلیش و بگیرم و بندازم رو پاهام که دیگه بی حس شده بودن از سرما!!! خلاصه ساعت ۸ اینا دیگه ختم جلسه اعلام شد و ما از سرد خونه درومدیم!
من برم خونه دیگه که اگه دیر بجمبم تو ترافیک موندگارم!
ویکند خوبی داشته باشین
0 comments:
Post a Comment