Sunday, October 24, 2010

گالری-- دردودل-- کنفرانس

امروز یکشنبه دوستم یایا یک گالری شو داشت فکر این شو تقریبا از پارسال تو ذهن اش بود ... دوستم به اسم همه کسانی که در جریانات اخیر کشته شده بودن در ا.یر.ا.ن گل سینه های قشنگی درست کرده بود که عکس هاشون رو این گل سینه ها بود... زیر هر کدوم هم شرح حال هر کدام که کی بودن و چه جوری کشته شدن.. کار جالبی کرده بود و خیلی همه خوششون آمده بود. از روزنامه مدرسشون باهاش مصاحبه کردن... بیشتر حالت یاد بودی بود از مهمون هاش هم با چیز های ایرانی مثل حلوا و شعله زرد و شیرینی های ایرانی و چای پذیرایی میشد... خلاصه همه چیز خیلی عالی و زیبا بود و من به وجود همچین دوستی افتخار میکنم شدیدناک! امیدوارم که همیشه تو کاراش موافق باشه
اون شب که آقای جدید نیومد و گفت مجبور شده تا دیر وقت کار کنه ... منم خوب نرفتم اونجا... امشبم قرار بود بیاد میخواستم بهش آدرس بدم تکست کردم که میای امشب؟ گفتش که آره حتما میام ! خواستم بگم اگه میخواد میتونه با مژی باهم بیان ولی نگفتم... بعد نگاه کردم ببینم این فلایر که یایا گذاشته آدرس داره چونکه مژی ازم پرسیده بود دیدم تکست زده که من حواسم نبود امشب هست! من تازه از راک کلایمینگ آمدم! منم گفتم اوکی! به شوخی (البته یه جورایی هم جدی) گفتم این دومین باره که سعی در دودر کردن داری ها! گفتش نه به خدا نمیدونم چرا پلن هام اینجوریی میشه! من یک جورایی ازش نا امید شدم! خوب شایدم اصلا خوشش نیامده از من یا شاید دنبال این چیزا نیست نمیدونم! ولی من دیگه بهش نمیگم واسه چیزی... ا
اون شبی که قرار بودش که بیاد من خیلی فکرم درگیر بود... راستش بیشتر از جهت آقای عین ... وقتی هم گفت نمیاد صد در صد , یک جوری خیالم راحت شد! علی واسه من کسیه که واقعا منو به زندگی برگردوند و تو اون زمان واسم وجودش لازم بود... درسته اخلاق هایی داره که در لانگ ترم آدم و شاید ناراحت کنه... ولی واقعا به عنوان یک دوست همیشه کنارم بود... خیلی چیز ها رو آدم نمیتونه بگه به کسی ولی خودت که میدونی و بادت نمیره هیچوقت... من بعد از این که با سهیل تموم شدم خیلی زجر کشیدم آقای عین وقتی وارد ماجرا شد که تقریبا یک سال بود از برک آپ ما گذشته بود شایدم بیشتر! ولی هنوز همو آن و آف میدیدیم! من به غیر از سهیل هیچوقت کسی از نظر احساسی تو زندگیم نبوده با علی هم هیچوقت مثل سهیل نبودم... من هیچ وقت به علی نگفتم که دوستش دارم با اینکه خیلی وقتا وجودش واسم از خیلی دوستای فعلیم پر رنگ تر و موثر تر بود.. ولی نه اینکه نخواستم بهش بگم ... خودش همیشه این حالت و ایجاد کرده که من نباید بگم! حتی بعضی وقتا که پیش اومده مدتی ندیده باشمش ممکنه بهش گفته باشم دلم تنگ شده بود واست ... ولی اون همیشه میگه اوووه چه کیوت!! آخی!! و دیگه اگه خیلی بخواد حال بده بغلم هم بکنه مثلا!!! یعنی کلان اونم نمیخواد من بهش بگم ،... وقتی هم دعوا میشه که احساس کنیم خیلی بهم چسبیدیم یا خیلی همو دیدیم! نمیدونم همیشه در این مواقع میگه من وقتتو میگیرم من اونی نیستم که تو لازم داری و دادادادا،... و بعدشم همیشه میگه میتونی همیشه همه چیز و به من بگی من همیشه هستم و دوستیم و این حرفا... ولی واقعا وقتی پای کس دیگه میاد وسط من واقعا دلم نمیخواد اون منو با کس دیگه ببینه با اینکه میدونم خیلی جدی میگه که باید یکی و پیدا کنی من آدمت نیستم و اینا ولی خوب نمیشه که...میدونی همیشه برام خیلی جالب بوده رابطه که ما داشتیم ،... وقتی میگن دو نفر با هم کمیستری داران واقعا... درسته من و علی از همون روز اول خیلی باهم راحت بودیم.... نمیدونم واقعا چرا با هیچ پسری من این مدلی نبودم ... حتی با سهیل که واقعا همیشه از جونم بیشتر دوستش داشتم شروع دوستی مون اصلا اینجوری نبودم ... نمیدونم واقعا الانم که رفته توی مود تخیلی! من نمیدونم چشه!!! دیشب باهاش حرف زدم ولی میفهمم یک جوریه... همیشه هم کارش بهانه اش هست! خیلی چیزا میخوام بگم که نمیشه گفت ولی مطمئنم علی همیشه برام به عنوان یک آدمیه که منو به زندگی امیدوار کرد و اینکه بهم گفت من بد نیستم و یکی باید لاکی باشه که منوی تو زندگیش داشته باشه... و اینکه من اصلا هم آدم سردی نیستم که مجبور باشم یک کارایی کنم .... و بهم اطمینان داد که مشکلی که با سهیل داشتم قابل حل هست و مطمئنا صد در صد این مشکل یک جانبه و از جهت من نبوده ! اولا که این حرفو میزد انقدر از خودم نا مطمئن بودم که به خودم میگفتم که حالا میبینه من مشکل دارم و اینا!!! ولی بهم ثابت کرد که حق با اونه و اگه من تو اون همش انگشت اتهام سمتم بود که اشکال از منه و نمیشه.. اونم ظاهرا کم مشکل نداشته حداقل در حد من.... به هر حال همیشه ازش ممنونم و هیچوقت محبتاش یادم نمیره.... ا
وای من فکم باز شده هی مینویسم... این هفته خیلی شلوغم سه شنبه کنفرانسی که زن شهردار ( یعنی زن آرنولد)هر سال میزاره میرم... معمولا 100 نفر از طرف کمپانی ما میرن ... همیشه آدمای معروف و مهم و میان و سمینار و گفتگو اینا هاست! امسال زن رئیس جمهور فعلی و سابق هر دو هستن! همکارم میگفت جسیکا سیمپسون هم هست و مثل اینکه یک سمینار داره که اون گفت داره میره! هر سال میتونستی هر سمیناری که میخوای بری ولی ظاهرا امسال اینجوری بوده که میگفتی چی دوست داری بری که جات را رزرو کنن... من چونکه جز آدم های ذخیره بودم و بلیت یکی دیگه نصیبم شده اون سمینار هایی که اون انتخاب کرده باید برم! که بد هم نبود! الان یادم نمیاد دقیقا چی بود !!! والی سمینار جسیکا سیمسون نبود!!!!ا
پنجشنبه هم یک مقاله باید تحویل بدم و باید رو پراجکت هم کار کنم واسه میتینگ یکشنبه مون! این استادمونم آدم جالبیه! بعد اینکه نمره های میدترم و داده جلسه بعد سر کلاس میگه بچه ها من امروز مود خیلی خوبیم به همتون ۴ نمره اضافه میدم! فکر کن!!! خلاصه دلتون بسوزه اگه استادتون حالش مثل استاد ما نیست!!!
برم بخوابم دیگه! امیدوارم همگی هفته خوبی داشته باشین ما که فکر کنم این هفته هم یک هفته بارونی در پیش رو خواهیم داشت اقلا تا پنجشنبه:))ا
روز خوش

6 comments:

ملودی said...

نگین جون گلم خوشحالم که بابا دارن برمیگردن خدا رو شکر ایشالا به سلامتی بیان و بیشتر از همه مامان خیالشون راحت بشه .
یایا هم چه کار جالب و خوبی کرد خیلی کارش تک بود. میدونی نگین من حساتو خیلی خوب درک میکنم این که میگی تو رو به زندگی امیدوار کرد و باعث شد خودتو باور کنی و مشکلاتت باعث نشن که خودتو یه خدای نکرده شکست خورده و مقصر بدونی.حتی اگه اینده ای هم نباشه که میفهمم همیشه به عنوان یه دوست خوب خاطره ای خوبی ازش داری و دوره ی خوبی بوده .اون دوست داشتن شدید و سختی های بعدشم درک میکنم میدونم یعنی چی و ادم چه حالی داره .امیدوارم که هم برای تو و هم برای اقای عین بهترین اینده وجود داشته باشه .هر چی که هست مهم نیست .مهم اینه اینده برای جفتتون اونی باشه که به صلاح و خوشبختی تون تموم میشه .تو هم هفته ی خوبی داشته باشی قربونت برم .سمینارم خوش بگذره بوووووووسای ابدار

Nene said...

melody joonam salam azizam mersi az mohabatet to joze on kesani boodi ke az koli ghabla hamishe baham boodi o midooni man che hesy dashtam! mersi azzizam az mohabtet va hame arezoohaye khoobet,, dooset daram ye alame:)

Mayra said...

In dustet che kare jalebi karde. idea kheili khubii bud khosham umad.
in dorani ke ma dokhtara single hastimm hamishe zehnemun dargiree hamishee va mosalaman ru zendegimun tasire mostaghim mizareh bazi mogheha adama pichidehan bazi moghaha sharayet jur nist ye moghe mishe hame chiz ba ham pichideh mishe kholase ye chizi hast ke maro dargir koneh. va be nazaram hamash dar eine hal ke kami sakhte hessee khubiee. hese zendegio zendeh budane:-)albatte inam begam vaghti married hastim bazam zehnemun dargire haaa vali be noe diegheei...
in duste jadid ham ke kheili bad ghole man ke budam hesabi lajam migereft.
omidvaram ke hame chiz khub pish bereh negin junam
take care and good luck
Cheers

Doost Joon said...

Neginam salam
koly hasodam alan. chera be Yaya eftekhar kardi vali man barat hich eftekhari nayafaridam, vay mordam az hasodi!!!!!
(jaye doostemon khali)khoda ro shokr ke weblogeto nemikhone.
be Yaya az ghole man koli tabrik bego behesh bego ke vaghean bad az on hame narahati ke barash pish omade karesh ghabele tahsin o taghdire ishala hamishe movafagh bashe.
golam rasti be babat zang zadam baram nadashtan :(
mikham behet zang bezanam ke koli baram darde del koni azizam. vaghti in post hato mikhonam delam kabab mishe man o to az bad shansimon jahaye hasase zendegi nazdike ham nabodim.
Miss U & Kiss U Asheghane doset daram sisi jonam

Nene said...

mersi mayra joonam... daghighan hamineye ke migi,... dooste jadidam vala man nemidoonam cheshe!!! pichide shode ye joory majara,,, nemifahmamesh!!! mersi azizam az arezoohaye khoobet to am good luck

Nene said...

mersi doost joonam... man ke hamishe be to eftekhar mikonam! mikhay asan ye post makhsoose to bezaram ha??? yani chy eftekhar nayafaridi azizam:*** man az ghole yaya tashakor mikonam!
babam nemidoonam chera javab nadade:) yekshanbe miadesh khodam davash mikonam:)) kashki ye roozi mano to too ye shahr bashim ba ye khiaboon fasele ,,, man ke hanooz omidvaram! asheghetam hamishe