نگفتم که دیروز دستم سوخت! خوب پیش میاد دیگه ! صبح که اومدم چای بزارم دستم با بخار آبجوش کن سوخت!! جیغی زدم یعنی ها!!!! خوب شد هیچکی خونه نبود!!! فوری رفتم از اون کرم معجزه آسا زدم روش که تاول نزنه .. میسوخت ولی مثل چی! تمام ساعدم قرمز شده بود! بعد از یک ساعت سوزشش یکمی کمتر شد و قرمزی اطراف اون محل اصلی از بین رفت ولی یک دایره گنده اندازه سر آب جوش کنه مونده رو دستم !!! ولی خدا رو شکر که تاول اینا نزد و اصلا هم درد نمیکنه و نمیسوزه خدا رو شکر این به خیر گذشت! ولی حالا کلی طول میکشه تا جاش بره!ا
شب بعد اینکه اون پست و نوشتم یایا اومد پیشم یکم بعدش هم دوست پسرش اومد و برامون از غذاهای شب قبل آورده بود! یایا سالاد درست کرد و من چای درست کردم و یکمی باهاشون خوردم.. غذا تموم شده بود و میخواستیم باهم فیلم ببینیم! من در حالیکه داشتم در یکی از کابینت ها رو باز میکردم گفتم بچه ها برین اون ور من چای میارم دیگه فیلم ببینیم! یایا داشت میگفت نه بابا بگذار ظرف ها رو بشوریم بعد! که تا در کابینت رو باز کردم یک چیزی که ندیدم چی بود احتمالا یا یک کاسه بود یا لیوان یا استکان از اون بالا افتاد و شاید واقعا هزار تیکه شد! دیگه نیم ساعت بعدی به جارو کشی جمع کردن خورده شیشه ها گذشت!ا
خلاصه بلاخره نشستیم داشتیم این هارد درایو تی وی رو بالا پایین میکردیم که چی ببینیم آقای دوست پسر هم داشت درباره یک چیزی حرف میزد که یهو با یک حرکت آرتیسی تمام چای رو خالی کرد رو خودش! چای هم که تازه ریخته شده بود داغ داغ! من و یاسی جیغ ! من رفتم اون کرم معجزه آسا رو بیارم یایا رفت یخ بیاره حالا اونم همه شکمش قرمز شده هی میگه هیچی نشده بچه ها هول نکنین!!!! من خوبم!! خلاصه طفلکی سوخت! خلاصه یک نیم ساعت دیگم به این ماجرا گذشت!ا
مامانم اینا امشب میان دوازده و نیم میرسن! پروازشون انگار یک ساعت تاخیر داشته... دوران خونه خالی تموم شد!ا
Monday, June 14, 2010
یکشنبه عجیب!ا
بلاخره یک فیلم یافتیم و دوست پسر یایا باید میرفت خونه کازینش و من و یایا نشستیم فیلم را دیدیم! که البته من بیشتر فیلم خواب بودم و یایا هی صدام میزد نگین نخواب! خیلی یاد آقای عین افتادم دیشب! وقتی که باهم فیلم میدیدم ... وقتی فیلم میدیدیم و من خیلی خسته بودم وسط هاش همیشه میچپیدم تو بغلش ( میگفتم با خودم یک دفیقه چشمام و بیبندم ) که معمولا خوابم میبرد .. بعد از یکم که خواب بیدار میشدم میگفتم علی چی شد؟ میگفت خوب خوابیدیا! فیلم تموم شد! بعضی وقتا یک تیکه های جالب فیلم و که از دست داده بودم میزد عقب که منم ببینم یا تعریف میکرد چی شد!!! خلاصه من در واقع دیشب نصف فیلم و نفهمیدم چی شد باید دوباره ببینمش!!!ا
Posted by Nene at 8:42 PM
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
1 comments:
آخ آخ چقدر بد دلم كباب شد نگين :( نمي دونم چرا هي بلا مياد به سر دستاي بچه هاي بلاگستان هركي به يه نحوي :ي
من اگه به جاي دوست پسر يايا بودم تا صبح عر ميزدم و گريه ميكردم سوختگي خيلي بد درديه :-s
Post a Comment