پراکنده گویی
من الان خیلی عصبانیم چونکه نمره مقاله این هفته ام خیلی کم شده اونم نه به خاطره اینکه مقاله بد نوشته شده بلکه از رفرنس کردن آخرش ایراد گرفته و از هر کدوم از رفرنس هام ۲ نمره به علت درست نبودنش کم کرده! و من الان خیلی حرصم گرفته... دیشب که نمرم و دیدم گفتم یعنی من واقعا باید مقاله رو آف نوشته باشم که انقدر کم شده ام ولی حالا میبینم فقط ۶ نمره به این دلیل کم کرده! حالا تو فکرم واسش ایمیل بزنم!
خبر دیگه اینکه من تصمیم گرفتم دیگه آقای عین و نبینم!!! ولی خداییش خوب دوام آوردم این بار دو هفته طول کشید!!! یایا هی میگفت از این خوشت اومده؟ من هی میگفتم هی بهتر از هیچیه... بعد میگفت حد اقل مثل اون پسره نیست که ازش چندشت میشد!!! آره واقعا هم باهاش خوش میگذشت و به نظر خیلی هم آدم خوبی بود.. ولی داشت کمی تا قسمتی رو اعصابم میرفت یه کاراییش و منم دیگه گفتم نمیخوام! ولی خودم تو کف کارم بودم تا چند ساعت بعدش
وقتی با آقای عین شروع کردم با خودم گفتم که من هیچ توقعی و انتظاری از این آدم ندارم! این توقع و انتظار که رابطه رو خراب میکنه من همون اندازه واسش مایه میزارم که اون میذاره در نهایت هم که باید تمومش کنم چونکه اصلا شدنی نیست ...راستش من اینو میگفتم به خودم ولی واقعا شاید عمل نمیکردم حالا اسمشو بذار توقع .. انتظار یا هر چی دیگه... مثلا من ازش نخواستم که بره تکست مسج بگیره و بهشم تکست نمیزدم ولی بعد از ۲-۳ روز که دید که من دوستام دم به دقیقه تکستم میکنن و من باهاشون تکست میکنم اینو به سلش اضافه کرد و از اون روزم هی باهم تکست بازی میکردیم! ولی من انتظار داشتم که روزی حد اقل یه بار زنگ بزنه مخصوصا وقتی که دو روز میرفت یه شهر دیگه و نمیتونستیم همو ببینیم هفته اول هیچی نگفتم و خودمم زنگی نزدم...البته هر از چند ساعتی یک تکستی میکرد...ولی آخر همون هفته که دیدمش بهش گفتم من دوست داشتم بهم زنگ میزدی و اونم گفتش که اصولا آدم تلفنی ای نیست! و وقتی پیش مشتری هست و داره سیستمش و درست میکنه اونا دارن ساعتی بهش حقوق میدن و منصفانه نیست... تازه به خیال خودش بیشتر از هر آدم دیگه ای که باهاش بودن به من زنگ میزنه یا تکست میکنه ...منم دیگه دنبالشو نگرفتم! تازه میگفت اینجوری وقتی من بر میگردم بیشتر حرف واسه زدن داریم!!! اینو گفتم که بگم باهاش حرف زدم در این مورد و اون میدونست که من اینجوری دوست دارم ولی خوب روال کارش نبود دیگه.... جمعه و شنبه از یک کارش ناراحت شدم و یک جورایی به یک کاراییش شک کردم که نمیگم حالا اینجا ولی بعدا واسه دوستام که گفتن اونام گفتن عجیبه! و احساس کردم من که میخواستم این جریان فقط واسه تفریح باشه و الان داره میره تو اعصابم منم همونجا تمومش کردم! دیگه تحلیلهای دوستان مختلفم اعم از دختر و پسر سر این جریان بماند! خلاصه مآجرای آقای عین تموم شد فعلا تا ببینیم چی پیش میاد!
خبر دیگه اینکه من تصمیم گرفتم دیگه آقای عین و نبینم!!! ولی خداییش خوب دوام آوردم این بار دو هفته طول کشید!!! یایا هی میگفت از این خوشت اومده؟ من هی میگفتم هی بهتر از هیچیه... بعد میگفت حد اقل مثل اون پسره نیست که ازش چندشت میشد!!! آره واقعا هم باهاش خوش میگذشت و به نظر خیلی هم آدم خوبی بود.. ولی داشت کمی تا قسمتی رو اعصابم میرفت یه کاراییش و منم دیگه گفتم نمیخوام! ولی خودم تو کف کارم بودم تا چند ساعت بعدش
وقتی با آقای عین شروع کردم با خودم گفتم که من هیچ توقعی و انتظاری از این آدم ندارم! این توقع و انتظار که رابطه رو خراب میکنه من همون اندازه واسش مایه میزارم که اون میذاره در نهایت هم که باید تمومش کنم چونکه اصلا شدنی نیست ...راستش من اینو میگفتم به خودم ولی واقعا شاید عمل نمیکردم حالا اسمشو بذار توقع .. انتظار یا هر چی دیگه... مثلا من ازش نخواستم که بره تکست مسج بگیره و بهشم تکست نمیزدم ولی بعد از ۲-۳ روز که دید که من دوستام دم به دقیقه تکستم میکنن و من باهاشون تکست میکنم اینو به سلش اضافه کرد و از اون روزم هی باهم تکست بازی میکردیم! ولی من انتظار داشتم که روزی حد اقل یه بار زنگ بزنه مخصوصا وقتی که دو روز میرفت یه شهر دیگه و نمیتونستیم همو ببینیم هفته اول هیچی نگفتم و خودمم زنگی نزدم...البته هر از چند ساعتی یک تکستی میکرد...ولی آخر همون هفته که دیدمش بهش گفتم من دوست داشتم بهم زنگ میزدی و اونم گفتش که اصولا آدم تلفنی ای نیست! و وقتی پیش مشتری هست و داره سیستمش و درست میکنه اونا دارن ساعتی بهش حقوق میدن و منصفانه نیست... تازه به خیال خودش بیشتر از هر آدم دیگه ای که باهاش بودن به من زنگ میزنه یا تکست میکنه ...منم دیگه دنبالشو نگرفتم! تازه میگفت اینجوری وقتی من بر میگردم بیشتر حرف واسه زدن داریم!!! اینو گفتم که بگم باهاش حرف زدم در این مورد و اون میدونست که من اینجوری دوست دارم ولی خوب روال کارش نبود دیگه.... جمعه و شنبه از یک کارش ناراحت شدم و یک جورایی به یک کاراییش شک کردم که نمیگم حالا اینجا ولی بعدا واسه دوستام که گفتن اونام گفتن عجیبه! و احساس کردم من که میخواستم این جریان فقط واسه تفریح باشه و الان داره میره تو اعصابم منم همونجا تمومش کردم! دیگه تحلیلهای دوستان مختلفم اعم از دختر و پسر سر این جریان بماند! خلاصه مآجرای آقای عین تموم شد فعلا تا ببینیم چی پیش میاد!
8 comments:
Hi negin Jaan,
I am sorry about your article grade, may be you have to talk to your instructor if you think he/she has not been fair.
About Mr A. I think if you feel a realationship is not working it is better to end it as soon as possible before it gets too messy and too complicated.
Take care and take it easy
Negin junam kare kheili aghelanehee kardii. Adama baraye inke az zendegi bishatr lezat bebaran eijade ertebat mikonan ageh gharar bashe tu rabte ham dardi be daradye adam ezafe she hamun behtar ke nabashe. man barha tu iran dustam ya familaro didam ke tu ye rabte darhamo barham hastano taze dam az ezdevaj ham mizan yani mikham begam hich fekri poshte ghazie nist.
fekr in maghalro nakon baba ageh be jaye man budi che mikardiii!! koli drase ajib gharib har term daram ke nemidunam rajebehsun bayad chekar konam ham emtehan darano ham assignment.
Good luck and take care
sakht nagir baba... be ghole ocean .. take it easy ..
albatee hamaton hamintoriinaa.. age pesar beheton ... kee mostahaghe marge. ama age shoma har kari ham bokoniid mohem nistesh!
chi begam negin jon
manam khodam daghighan mese khodetam va hamchin moshkeli ro daram ... baz khobe ke u tonesti cutesh koni ...inghad khodeto aziat nakon azizam :-*
هزار تا بوس برای نگین جون.من تازه الان همه ماجراهای آقای عین رو خوندم.دیر رسیدم رفت که ......منم معتقدم ماجرایی که آخری نداره بهتره زود تموم بشه.من تجربه ش رو داشتم و بد ضربه ای هم خوردم.
ok hatmannn ageh betunamm
:)
azizam manoo too yahoo add bokon ta barat passamo bezaram ok??
s_p_love_for_Ever@yahoo.com
Salaam Negin Aziz
areh, midonam 'priority' mishe olaviat. vali ino nemidonestam chetori be 1 bache 5saleh tozih bedam, ine ke behesh onjori javab dadam goftam :yani kari ke mikonim.
kholaseh, darbareh in doste jadidet,,, jalebe ke man hamin hala dashtam rooz-nameh mikhondam. ino gofteh: 'it's amazing how many of us are content to stay stuck in limbo about our relationship'
fekr miknam kaare khobi kardi ke tamumesh kardi :)
Post a Comment