زرشک پلو!ا
دیروز روز خیلی بدی بود... سر کارمن خیلی از دست یه نفری عصبانی شدم .. ولی هیچ کاری هم نمیتونم بکنم .. به رئیسم چیزی نگفتم چونکه اون اوضاع رو بدتر میکنه .. فقط کمی به آقای عین غر زدم و قرار شد وقتی برگشتم همو ببینیم... دیگه تقریبا آخرای روز بود که تکست کرد اگه گفتی من کجام؟ گفتم هان؟ گفتش همون کافی شاپ نزدیک خونتون.. دارم کار میکنم. گفتم اوکی پس من قبل اینکه برم خونه یه سر میام پیشت... خلاصه رفتم پیشش یکمی دیگه از اون یارو شکایت کردم واونم بیچاره همش گوش داد من چی میگم تا من حرفام تموم شد و دلم خنک شد!! گفتش بیا بریم خونه .. من زرشک پلو درست کنم .. منم گفتم اوکی .. ولی من اول میرم خونه لباسامو عوض میکنم بعدا خودم میام!ا
خلاصه دست آقای عین درد نکنه! چه زرشک پلویی پخید تا من رسیدم اونجا.. دست پختش هم خوب بود... بعدش قرار بود بریم یه جایی یه چیزی بگیریم از نوع خوردنی(هاها ) ولی مشغول فیلم دیدن شدیم و فیلمه هم از این مدل طولانی ها من که وسطش خوابم برد .. ولی اون به نظرم با جدیت تا آخرش و دید... البته خیلی فیلم قشنگی بود باید یه بار دیگه نیم ساعت آخرش و ببینم
....
امروز بعد از یه سری دراماهای ایجاد شده که امیدوارم حل بشه (برام دعا کنین!!!) تصمیم گرفتیم بریم غذا بخوریم وقتی رسیدیم یایا و دوست پسرش هم اونجا بودن و داشتن صبحونه میخوردن ما هم غذا گرفتیم و خلاصه با مزه شد.. خیلی خوب بود که دیدیمشون .. یکمی اوضاع احوالمون بهتر شد! بعدشم رفتیم همونجا که باید دیشب میرفتیم و بعدش دیگه من برگشتم خونه
الان باید بشینم این مقالههای این هفته رو بکنم... من خیلی اوضاعم خرابه اصلا نمیدونم باید چه غلطی کنم.. مسخرگیش اینه که مقاله این هفته در باره پروژه هامون هست ولی هنوز پروپوزال هفته پیش و جوابشو نداده که پاس شده یا نه... خلاصه من نمیفهمم جریان چی!ا
ویکند خوبی داشته باشین
دیروز روز خیلی بدی بود... سر کارمن خیلی از دست یه نفری عصبانی شدم .. ولی هیچ کاری هم نمیتونم بکنم .. به رئیسم چیزی نگفتم چونکه اون اوضاع رو بدتر میکنه .. فقط کمی به آقای عین غر زدم و قرار شد وقتی برگشتم همو ببینیم... دیگه تقریبا آخرای روز بود که تکست کرد اگه گفتی من کجام؟ گفتم هان؟ گفتش همون کافی شاپ نزدیک خونتون.. دارم کار میکنم. گفتم اوکی پس من قبل اینکه برم خونه یه سر میام پیشت... خلاصه رفتم پیشش یکمی دیگه از اون یارو شکایت کردم واونم بیچاره همش گوش داد من چی میگم تا من حرفام تموم شد و دلم خنک شد!! گفتش بیا بریم خونه .. من زرشک پلو درست کنم .. منم گفتم اوکی .. ولی من اول میرم خونه لباسامو عوض میکنم بعدا خودم میام!ا
خلاصه دست آقای عین درد نکنه! چه زرشک پلویی پخید تا من رسیدم اونجا.. دست پختش هم خوب بود... بعدش قرار بود بریم یه جایی یه چیزی بگیریم از نوع خوردنی(هاها ) ولی مشغول فیلم دیدن شدیم و فیلمه هم از این مدل طولانی ها من که وسطش خوابم برد .. ولی اون به نظرم با جدیت تا آخرش و دید... البته خیلی فیلم قشنگی بود باید یه بار دیگه نیم ساعت آخرش و ببینم
....
امروز بعد از یه سری دراماهای ایجاد شده که امیدوارم حل بشه (برام دعا کنین!!!) تصمیم گرفتیم بریم غذا بخوریم وقتی رسیدیم یایا و دوست پسرش هم اونجا بودن و داشتن صبحونه میخوردن ما هم غذا گرفتیم و خلاصه با مزه شد.. خیلی خوب بود که دیدیمشون .. یکمی اوضاع احوالمون بهتر شد! بعدشم رفتیم همونجا که باید دیشب میرفتیم و بعدش دیگه من برگشتم خونه
الان باید بشینم این مقالههای این هفته رو بکنم... من خیلی اوضاعم خرابه اصلا نمیدونم باید چه غلطی کنم.. مسخرگیش اینه که مقاله این هفته در باره پروژه هامون هست ولی هنوز پروپوزال هفته پیش و جوابشو نداده که پاس شده یا نه... خلاصه من نمیفهمم جریان چی!ا
ویکند خوبی داشته باشین
4 comments:
Good luck Negin joon!
Take care
واخ واخ که چقد این زنا غر میزنن
جاش بلند میشدی صاف میرفتی طرف اونی که اعصابت رو خورد کرد ..
بعد جلوش میوایسادی
بعد یه کمی نگاش میکردی
بعد
یهو میکوبیدی تو صورتش با سر
بعد
یه لقط هم میزدی تو پاش
بعد دور میخوردی برمیگشتی
اینقد راحت میشدیی :دییی
Akh cheghadr alan man delam mikhad hamin karo ba ye nafar bokonammm akh akh... heif ke nemisheee ..khodad miduenh cheghdar delam miakh ye moshto lagad mali konammm un saresh na peida..ta kesi bikhod ...bikhiall..
negin jun in oza bade dars shamele hale ma ham mishe, negran nabash
in fielde master mane bizharehh ham mechanic ham electeronic man ham az bakhte namorad mohandese computeramm
hala khod hadise mojmal bekhann
vali khob khodaro shokr hamin terme badam khalasss
Good luck
:) manam hamin heso hale khodet ro daram negin jon :-s faghat man kheli bishtar kalafam :( dorost mishe hame chi zoode zood
Post a Comment