من برگشتم! خیلی بهمون خوش گذشت با این که من چند جا غر غرو بودم و نق نق کردم و کمی تو روان دوست جونم بودم که امیدوارم به بزرگی خودش ببخشه! ولی کلا خیلی خوب بود هم دوست جونم و دیدم هم جا ها جدیدی کشف کردیم! حالا کاشکی وقت بشه از جاهایی که رفتم بنویسم! از وقتی برگشتم شدیدناک مشغول کلاس هام هستم! یک هفته رفتم مسافرت یعنی به حد مرگ کار داشتم وقتی برگشتم و به طرز عجیبی خوابم قاطی پاتی شده بود که یک شنبه از ترس و استرس اینکه به هیچی نمیرسم با گریه پاشدم و انقدر خوابم قاطی بود که سر ساعت ۴ بعد از ظهر غش کردم و استرس مسترس یادم رفت! خدا رو شکر به بیشتر کارام تا حدودی رسیدم! و به خیر گذشت!ا
کلاس های این ترم خیلی سختن جفتشون خیلی کار میبرن! یکیشون یک کلاس حقوقی و اقتصادی هست و اون یکی هم همش نوشتنی و کیس های مختلف و باید آنالیز کنیم و کلی بنویسیم! تازه الان مشق های کوچولو میده من باگریه تموم میکنم خدا به دادم برسه آخر ترم! الانم منتظرم کلاس حقوقی شروع بشه! که خیلیم خوشم اومده فعلا ازش با اینکه ساخته بعضی وقتا یک متن و اقلا باید دو بار بخونم تا بفهمم! و بتونم مشق هاشو بکنم ولی اینو بیشتر دوست دارم! لعنتی هفته دیگه هم هنوز هیچی نشده میدترم داره!! بماند که هر هفته هم کویز میدیم براش کلا یعنی ترکونده استاده! ! خلاصه من اصلا از این بوی ماه مهر اینا خوشحال نیستم!!! ولی خوب پاییز دوست داشتنیم و دوست دارم! ایشالا سال دیگه که درس ندارم کلی بیشتر تر حالشو میبرم! و بیشتر هم برون بیاد!!ا
نمیدونم چرا خودم و دور و بری هام انقدر هممون کار ریخته سرمون! شاهین و سه شبه ندیدم کلاسش انقدر دیر تموم میشه و دیر میاد خونه هر وقت میاد یا من خوابم یا دارم میرم بخوابم ... یاسی و کلی برنامه ریزی و قرار و مدار به زور شنبه همو تو برنامه هم جا دادیم یکی دو ساعت و فردا هم حالا همو ببینیم بیوفتیم رو روتین خودمون! سارا گلی ( همون دوست دختر کوکی) مدت هاست ندیدم! خیلی گله من همیشه خیلی حس خوبی به این دختر مهربون دارم! امروز بعد کار بعد از کلی همو گیر اوردیم و حرف زدیم! یعنی فکر کنم یک ماه شده باشه!!! حالا اونم گفتم فردا بیاد ببینیمش! نانی و بگو از تولد علی که رفتیم خونه مژی اینا دیگه ندیدیمش ! اونم فردا بر میگرده بعد از ۶ ماه سر کار! و اما علی آقا! اونم ۴ هفته یا بیشتر هست ندیدم و فعلا هم تصمیمی ندارم ببینم!! باز زدم تو خاکی کنار جاده فعلا پارک کردم ببینم چی میشه! خلاصه که اگه وقت دیدن دوستان و آشنایانتون و دارین خوشا به سعادت شما ! دست راستتتون رو سر ما!
کلاسم شروع شد
** وای زهرم رفت تا داشتم درباره علی مینوشتم مسج کرد یهو!
کلاس های این ترم خیلی سختن جفتشون خیلی کار میبرن! یکیشون یک کلاس حقوقی و اقتصادی هست و اون یکی هم همش نوشتنی و کیس های مختلف و باید آنالیز کنیم و کلی بنویسیم! تازه الان مشق های کوچولو میده من باگریه تموم میکنم خدا به دادم برسه آخر ترم! الانم منتظرم کلاس حقوقی شروع بشه! که خیلیم خوشم اومده فعلا ازش با اینکه ساخته بعضی وقتا یک متن و اقلا باید دو بار بخونم تا بفهمم! و بتونم مشق هاشو بکنم ولی اینو بیشتر دوست دارم! لعنتی هفته دیگه هم هنوز هیچی نشده میدترم داره!! بماند که هر هفته هم کویز میدیم براش کلا یعنی ترکونده استاده! ! خلاصه من اصلا از این بوی ماه مهر اینا خوشحال نیستم!!! ولی خوب پاییز دوست داشتنیم و دوست دارم! ایشالا سال دیگه که درس ندارم کلی بیشتر تر حالشو میبرم! و بیشتر هم برون بیاد!!ا
نمیدونم چرا خودم و دور و بری هام انقدر هممون کار ریخته سرمون! شاهین و سه شبه ندیدم کلاسش انقدر دیر تموم میشه و دیر میاد خونه هر وقت میاد یا من خوابم یا دارم میرم بخوابم ... یاسی و کلی برنامه ریزی و قرار و مدار به زور شنبه همو تو برنامه هم جا دادیم یکی دو ساعت و فردا هم حالا همو ببینیم بیوفتیم رو روتین خودمون! سارا گلی ( همون دوست دختر کوکی) مدت هاست ندیدم! خیلی گله من همیشه خیلی حس خوبی به این دختر مهربون دارم! امروز بعد کار بعد از کلی همو گیر اوردیم و حرف زدیم! یعنی فکر کنم یک ماه شده باشه!!! حالا اونم گفتم فردا بیاد ببینیمش! نانی و بگو از تولد علی که رفتیم خونه مژی اینا دیگه ندیدیمش ! اونم فردا بر میگرده بعد از ۶ ماه سر کار! و اما علی آقا! اونم ۴ هفته یا بیشتر هست ندیدم و فعلا هم تصمیمی ندارم ببینم!! باز زدم تو خاکی کنار جاده فعلا پارک کردم ببینم چی میشه! خلاصه که اگه وقت دیدن دوستان و آشنایانتون و دارین خوشا به سعادت شما ! دست راستتتون رو سر ما!
کلاسم شروع شد
** وای زهرم رفت تا داشتم درباره علی مینوشتم مسج کرد یهو!
0 comments:
Post a Comment