Monday, August 16, 2010

هفته جدید!ا


این ویکند کازینم از لاس وگاس اومده بود و ما کلی هنگ اوت کردیم الانم البته هنوز اینجاست با دوستای من رفته دریا تن بگیرن!!! من بیچاره اونوقت سر کارم با چشم های باد کرده!! خسته! از دیشب ... انگار خودم تعطیلات بودم! صبح میومدم تو راه فکر میکردم من امروز باید سر کار چی کار کنم؟ یادم نمیومد فکر کن! دیگه بعد از اینکه کافی و زدم خوب شدم! ولی الان به شدت خوابم میاد!
یک دختری هست از دوست های دوست کازینم این آدم اصلآ به دل من نمیشینه ... نمیدونم انگار رو اعصاب و روان منه با کاراش! هی سعی میکنم بیخیالش شم ... دیروز به کازینم میگم نمیدونم چرا این بشر حرفها و کاراش تو اعصاب من میره ! احساس میکنم از اون مدل هاست که همش میخواد ملت بهش سرویس بدن شایدم واقعا اینجوری نباشه و من اشتباه میکنم ولی من این حس و ازش میگیرم نمیدونم چرا،..،.در عوض اون یکی دوستش انقدر با مزه و خنده دار و باحاله خیلی حال میکنم باهاش! دیشب که رفته بودیم قلیونی دختر اولیه نبود دختر دومی بود و دوست های من و کازینم و برادرم انقدر گروه خوبی بودیم!!! پسر ویتر مون هم ایرانی بود یک سیبیل های خنده داری گذاشته بود! ولی انقدر با مزه بود و هی سر میزد و هممون باهاش کلی حال کرده بودیم! پسرا که باهاش رفیق شده بودن! هی برامون چایی زولبیا میاورد!
جمعه با آقای عین رفتیم رداندو بیچ من تا به حال شب نرفته بودم از این بار های کوچولو داشت که بند های زنده توش میزدن یک بندی بود من نمیدونم معروف بود جریانش چی بود خیلی آدم بودن همه هم مست و ملنگ و آهنگ هاشم خوب بود آقای عین دو سه بار گفت برم ببینم اسمشون چی اقلا بریم سرچشون کنیم! ولی دیگه نشد! ولی بیرون دم دریا سرد بود یعنی میلرزیدی از سرما! من که تا برسیم در بار همینجوری از شدت باد تو خودم پیچیدم و سفت خودمو گرفته بودم تا دیدم نمیشه دوباره برگشتم تو ماشین یک ژاکت دیگه برداشتم رو اونی که تنم بود پوشیدم فکر کن!!! وسط تابستون! بعدش تو راه برگشت داشتیم ادا یکی از این سریال ایرانی قدیمی ها رو در میاوردیم فکر کن ۲ شب اومدیم خونه تازه اون را گذاشتیم! من تا ۴۵ دقیقه طاقت اوردم دیگه نفهمیدم چی شد غش کردم از خواب!
نمره ها رو داد استاده عزیزمون آخرش من ""بی"" شدم ... شنبه صبح دیدم علی هی گفت خوب شدی آفرین من کلی خورده بود تو ذوقم! یک پنج دقیقه عزا گرفتم بعد دیگه بیخیالش شدم! آخه اقلا "" بی پلاس "" میداد!!! میمرد آیا؟

4 comments:

خورشيد said...

نميدونم چرا يه تعداد جدا از اينكه به آدم جس خوب نميدن هيچ كل حس و حال آدم رو هم ميگيرن منم يكي تو فاميل داريم عين همين چيزي كه گفتيه نگين جان دلم ميخواد بكشمش :ي

ملودی said...

سلام نگین جون جونی من خوبی؟خوب خدا رو شکر که حسابی خوش گذشت اون دختره که حس خوبی هم بهت نمیداد نبود.گردش با اقای عینم نوش جونت وای نگین ولی سرمای وسط تابستونم مزه داره ها.نمیره تم عیب نداره گذشت دیگه قربونت برم .کلی ممنون به خاطر محبتت به من عزیز دلم مرلقب خودت باش بوووووووووس

Anonymous said...

dige hala khooobe paas shodi raft, B ham khoobe dige, gir nade ;) boooooos
Haleh

Anonymous said...

Mamoolan migan B dad valy A gereftam,, ya migan mano endakhtan!
amma pass kardam!

Valy in dastana male Iraneha,,inja har che ghad bekhony ash mikhory!!