Friday, June 25, 2010

همین جوری

کلاسمون تموم شده و منتظریم کار جدید شروع بشه! و فعلا بیکاریم باز! منتظرم این ریسم بیاد که من در باره یک چیزی که تو مغزمه باهاش حرف بزنم! نمیدونم قبول میکنه یا نه مخصوصا با این کلاس که جدیدا رفتم! راستش روم هم نمیشه ولی میمیرم نگم! مخصوصا از وقتی دیروزم مژی بهم گفتش در باره این موضوع عین چی تو مغزمه یعنی میشه من از اینجا برم یک گروه دیگه .. کمپانی یک قرار دادی و برده و همه خیلی شنگول هستن! یک جورایی سایت ما با این قرارداد زنده شد! مونده یک قرار داد دیگه اگه اونم کمپانی ببره و به سایت ما بدن دیگه تا ۱۰ سال دیگه اقلا ملت خیالشون راحته! از دیروز دارن مصاحبه میکنن که نیرو جدید بگیرن! هایپر هستن به خدا! البته همیشه کاری اداری استخدام اینجا خیلی طول میکشه!
از هفته دیگه کلاسم شروع میشه و فکر کنم خیلی کار داره چونکه ۶ هفته ای هست و یک عالمه کار باید براش کرد فقط تیمی هست خوبیش اینه! منو این پسره همکارم با هم این کلاسو داریم جفتمونم اصلا حسشو نداریم! از وقتی کتاب ها رو اردر دادیم هی بهم گفتیم قبله اینکه کلاس شروع بشه اقلا ریدینگ هاشو بخونیم ولی نشد که نشد! من که اصلا نمیدونم کتابام کجان! خدا به خیر کنه!ا
گفتم که من و آقای عین باهم آشتی کردیم..ا
جمعه پیش با هم حرف زدیم و سو تفاهم (!!!) بر طرف شد... البته وقتی اون امد جایی که قرار بود بیاد و من و پیدا نکرده بود فکر کرده بوده من حتما الکی گفتم میام و دارم تلافی میکنم... منم هزار تا چرا تو مخم بود سعی میکردم نفهمه قلبم داره از جا در میاد... هنوز هم واسه کاری که کرده بود ناراجت بودم ازش و فقط بهش گفتم که من خیلی بیشتر از این روت حساب میکردم و اصلا فکر نمیکردم اینجوری بشه... اونم باز گفت معذرت میخواد! و با هم دوست باشیم و فراموش کنیم دیگه ... منم نرفته بودم که دعوا کنم .. میخواستم فقط بفهمم چرا اون کار ها رو کرد ! البته دست پیش گرفته بود پس نیوفته میگفت من ناراحت شدم که تو حرفامو قبول نکردی و گفتی بهم الکی میگی که معذرت میخوای !!! میگم علی من کی همچین چیزی گفتم به تو ؟ میگه فلان چیزو گفتی میگم من اصلا منظورم این نبود اولا.. بعدشم من از دستت ناراحت بودم ! حالا من شدم مقصر؟ ... گفتش که اصلا فراموش کنیم خوب؟ انگار روز اول همو میبینیم! دیگه بعدشم یکم حرف و صحبت کردیم و اینکه من نباید بهش وابسته شم و اون به درد نمیخوره و... بهش میگم تو ناراحت شدی سر اون چیزی که واست تعریف کرده بودم ؟ عکس العملت به اون نبود؟ میگه من نمیخوام تو با یک آدم بیخود بری بیرون! همین..تو به یکی مثل من احتیاج نداری !! میگم من که نرفتم فقط برات گفتم! برات مهم بود؟ میگه نه مهم نیست! تو باید یک آدم درست پیدا کنی من ازتو موقعیت هات رو میگیرم... بعد بغلم کرده میگه من اصلا خودم واست یک دوست پسر خوب پیدا میکنم! گفتم آره همین کارمون مونده دیگه! بعد دیگه همش از این ور اون ور حرف زدیم و اتفاقات اخیر... صحبت های خوبی بود... از اون روز هم روابط بسیار دوستانه هست ولی من تصمیم دارم کمتر همو ببینیم! که ندیدم همو از اون هفته تا حالا... بهتر هست اینجوری هر کی جایگاه خودشو داره و به کارش میرسه ... البته چهارشنبه قرار بود بیاد یک سر در خونه ما یکمی هنگ اوت کنیم یا من برم خونش... ولی هم اون بسیار خسته بود هم من بد تر از اون! حالا اگه ویکند فرصت شدشاید همو دیدیم اگه هم نه که هیچی!
هفته دیگه من با دوستام دارم میرم مسافرت.. کمپینگ ... جای همه خالی! البته هنوز کابین رزرو نکردیم ولی تسمیممون این بار شدیدا جدی هست!
هفته پیش یکشنبه روز پدر بود یایا اینا برای باباش یک مراسم یادبود گرفته بودن که من و شاهین رفتیم ولی زود اومدیم خونه و با مامان اینا رفتیم روز پدر و به در کنیم! خیلی خندیدیم و خوش گذشت بهمون جای برادر بزرگه خالی! تصمیم گرفتیم از این به بعد ماهی یک بار هم که شده از این جاهای روماتیک باهم بریم و کیف کنیم.. قربونت برم بابا جونم که از جونم بیشتر دوستت دارم روزت مبارک و سایت همیشه بالا سر ما
خلاصه اینم از ماجراهای من در این مدت
ویکند خوبی داشته باشین و هفته خوبی و شروع کنین
پینوشت ۱- با رییس گوگولی حرف زدم گفتش حتما واسه این کاری که میخواهی بکنی ساپورتت میکنم و هر کاری از دستم بر بیاد میکنم برات... آخی چقدر این مرد ماهه آخه من دلم نمیخواد از گروهش برم!!! حالا انگار الان بهم گفتن تشریف بیار!ا ۲- کابین مون رزرو شد! آخجوووون! تازه میگن برف هم هنوز هست! تلکابین هم به راهه! به مژی میگم حتما برف مصنوعی هست! میگه شاید ولی لباس گرم ببریم!!!!آخجووون

3 comments:

خورشيد said...

تصميم خوبي گرفتي نگين جونم :*
روز آقاييييييييييي پدر مبارك
:X:X:X:X:X

Anonymous said...

Happy Happy...
Change your brain change your life. Nice book.
Dump the guy
Find a new guy, do it yourself!
Read the book
dump the new guy or keep it.
Don't let anyone decide for you or brainwash yourself!
Make sense? call 1-800-Tasadof :)
Happy Happy...oh yeah father's Day!

ملودی said...

نگین گلم اول از همه روز پدر مبارک ایشالا که بابای گل و مهربونت همیشه در کنارتون باشه و شما بچه های گلم همیشه در کنارشون .برای مسائل کاری هم ایشالا به بهترین نحو پیش بره و گردشاو ددر دو دورا هم خوش بگذره عزیز دل ملودی
راستی نگین جون امیدوارم تصمیمت بهترین تصمیم باشه و انقدر خیالم راحته که خدا میدونه چون میدونم تو خیلی دختر عاقلی هستی و همیشه هم دعا میکنم همونی بشه که دوست داری و به صلاحته بووووووووسای گنده گنده