شروع دوباره!ا
من خودم الان تو کف اینم که چه جوری دلم اومد همه اون مطالب و بریزم تو یه وبلاگ دیگه و درش و قفل بزنم که هر روز جلو چشمم نباشه!! میدونی دیگه نمیشه مثل اون قدیما آدم چیزای دور و برش و که نمیخواد ببینه جمع کنه بریزه تو از اون صندوقها و درش راهم قفل بزنه... امان از این عصر تکنولوژی!!! حالا شده حکایت ماست... که اولا صندوق از کجا پیدا کنی!!! بعدشم وبلاگ و پاک کنی عکس های کامپیوترت و سلفن ات هست!!عکسها رو پاک کنی ایمیل ها چی؟ ایمیلها رو پاک کنی تکستهای تو سلفن ات هست! ولی خوب آدم باید از یه جایی شروع کنه دیگه! منم سعی خودم و کردم!ا
بگذریم...ا
امروز با همکارم رفته بودیم یه سمینار که چه جوری رزومه درست کنیم! چند وقت پیش بین خودمونی ها بحث بود که رزومه باید خیلی صفحه داشته باشه و پربار باشه... ماها که تازه از دانشگاه دراومدیم والا تو مدرسه یادمون داده بودن یک صفحه نهایتا دو صفحه... بعضی ها میگفت نه الا و بلا باید حداقل ۶-۷ صفحه باشه وگرنه کسی نگاهشم نمیکنه!! همه چیزم باید بنویسی توش!!! مثلا یکی از همکارای من که الان فقط ۲۰ ساله داره تو کمپانی کار میکنه و قبلش هم جاهای دیگه تو رزومش از اولین جابش تا حالا نوشته فکر کن! نمیدونم شاید زمان اونها اینجوری باید رزومه مینوشتن! ولی امروز تو این سمینار هم گفتن که نه نهایتا دو صفحه ! هر دو نفری هم که حرف زدن مال قسمت استخدام و اینا بودن! نکته سمینار این بود که بر خلاف انتظار ما که فکر میکردیم که همه باید جوون موون باشن تو این سمینار نصفی ها پیر پاتال بودن !!! از اون مدل ۲۰ سال ۳۰ سال تجربه کاری ها!!! خلاصه اونقدر اوضاع کمپانی خرابه که همه به تکاپو افتادن... یه خانومه بود موهای سفید سفید از اون پیرزن باحال ها... به همکارم تو راه برگشت میگم دیدیش اونو؟ میگه آره... آخی کیوت بود ! میگم ولی میدونی من دلم میخواد تو سن اون بشینم خونه واسه خودم خونه داری کنم.. غذا بپزم.. با دوستام دوره بذارم.. مسافرت برم.. نوه هامو نگه دارم!!! قیافه همکارم و باید میدیدین!!!!! با دهان باز! اااااییی نگین نگو اینجوری!!! من: بابا میگم سن شصت سالگی نه الان که!!!! حالا بین خودمون باشه ها اگه خیلی شو-وره پولدار بود از پنجاه سالگیم پایه ام!!!ا
درسم زیاده یک کلاس بیشتر ندارم! و کمی تا قسمتی ازش میترسم!! مقاله آخر ترمش خیلی به نظرم ترسناک میاد!!! ولی چه میشه کرد دیگه!!! ولی رفتن دوباره به مدرسه روحیه آدمو خوب میکنه همین که احساس میکنی به غیر کارت یه مشغله ذهنی دیگه داری عالیه! یه چیزی که مجبوری اون مغزتو به کار بندازی!!! خوشحالم که باز برگشتم مدرسه!ا
آخیش بالاخره نوشتم! سعی میکنم زود زود بنویسم!ا
4 comments:
tabrik be khatere shuru dobarehh khanom:)
hala CV chandsafhe bashe khube belakahre kahe male man 2 safeho nime ;-)
yek safe ta do safe bashe khooobe mayra joonam:)
مدرسه نه جونم ... یه کم کلاس بزار :دی
دنشگاه
lo are mohammad hamoon daneshgah!
Post a Comment