مامانم و مامان بزرگم سه شنبه آمدن و ما کلی خوشحالم فقط جا بابا بزرگ وحشتناک خالیه ،،، روز اولی یک جوری بود مخصوصا وقتی فیلمای ایران و میدیدی و یک جا عکس بابا بزرگ بود یک جا حرفشون بود .. یک بغضی تو گلوم بود که نمیشکست ... فرداش داشتم میرفتم جایی تو ماشین بودم و همش این مغزم این ور اون ور بود و انگار خاطراتشون از جلو چشم هام رد میشود ... دیگه این بغض لعنتی ترکید و من یکمی آروم شدم... ولی هنوز اصلآ نتونستم با مامان بزرگم حرف شون را بزنم و چیزی بگم .... واقعا چه قدر همه چی یهو عوض میشه و زندگی آدم تغییر میکنه
دوشنبه رفتیم نینی نانی خانوم و دیدیم انقدر قمبولی و با مزه بود که خدا میدونه ازش چند تا عکس گرفتم هر وقت نگاش میکنم آرامشی که تو عکسش هست یک حس خوبی بهم میده نینی نازمون
سر کار هام مثل همیشه هست قرار بود آخر آپریل برگردیم سایت خودمون که انگارمنتفی شده و شده آخر جون ... من نمیدونم ترم تابستون چه خاک خوشگلی به سرم بریزم!
و من باز پروجکت دارم و سه هفته دیگه باید تحویل بدم هم استرس گرفتم هم گه گیجه!
ویکند خیلی خوبی داشته باشین و هفته خوبو شروع کنین
دوشنبه رفتیم نینی نانی خانوم و دیدیم انقدر قمبولی و با مزه بود که خدا میدونه ازش چند تا عکس گرفتم هر وقت نگاش میکنم آرامشی که تو عکسش هست یک حس خوبی بهم میده نینی نازمون
سر کار هام مثل همیشه هست قرار بود آخر آپریل برگردیم سایت خودمون که انگارمنتفی شده و شده آخر جون ... من نمیدونم ترم تابستون چه خاک خوشگلی به سرم بریزم!
و من باز پروجکت دارم و سه هفته دیگه باید تحویل بدم هم استرس گرفتم هم گه گیجه!
ویکند خیلی خوبی داشته باشین و هفته خوبو شروع کنین
1 comments:
salam Negin jaan,
omidvaram ke hame chiz khoob basheh va Projectet ham khoob pish bereh. az babate bab bozorg kheili moteasefam midoonam che hal badist az dast dadane azizi va jaye khalisho hes kardan.
movazebe khodet bash
Post a Comment