دیشب رفتیم کنسرت گروه ش م س . کنسرت خوبی بود.. حالت سنتی داشت و من همش فکر میکردم از ایران سنتور بیارم و به دوست پسر یایا بگم كه من و واقعا به یکی معرفی کنه كه یادم بده( قبلا بهم گفت بود میشناسه یک کسایی رو و بهم معرفی میکنه) خیلی حال میکنم با صدای سنتور و دف! وقتی اول به دوست پسر یایا گفتم میخوام دف یاد بگیرم گفتش دف سنگین هست مگه تو همیشه نمیگفتی كه میخوای سنتور یاد بگیری؟؟ خوب اون و یاد بگیر بعد دف و یادت میدیم! دوست پسر یایا فکر کنم همه این ساز های سنتی و بلده بزنه! اون روز بهم میگفت برام از ایران کوزه بیار!!! گفتم مگه میشه گنده هست کوزه! یایا میگفت گوش نکن بابا من نیاوردم جا نمیشه!!!! گفتم کوچیکش کارت و راه میندازه؟!!! خلاصه بگذریم.... کنسرت جالبی بود و آخرشم وقتی دوباره برگشتن رو سن به خاطر تشویق های زیادی كه ملت کردن یک آهنگ کردی زدن و همه خیلی حال کردن بعضی ها كه داشتن دستمال رو هوا میچرخاندن!!! خیلی باحال بود! از صدای خانومه من خوشم نیومد ولی صدای مرده خیلی خوب بود..شرمنده اسم هاشون را اصلا نمیدونم! . عکس و فیلم گرفتن هم ممنوع بود!ا
این هفته من تو از این مود های بد اخلاقی و به زمین و زمان و خودت گیر بده بودم! نمیدونم چم بود واقعا، جمعه شب با آقای عین حرف میزدم گفتم من دلم فلان چیز و میخواد بعد گفت خوب برو بگیر..گفتم تو هم میای؟ گفت میخوای بیا اینجا با هم بریم؟ منم گفتم باشه رفتم دم خونش و رفتیم اونجا! داشتم پارک میکردم میگه چی کار میکنی برو تو درایو ترو نمیخوایم بریم تو كه! میگم پس چی کار کنیم؟؟ میگه میگیریم میریم یک جا خوب و با صفا! رفتیم تو صف دراز درایو ترو! بهش میگم تو چی میخوای؟ میگه من گرسنم نیست!! میگم پس چرا گفتی میام؟ میگه خوب گفتم با هم بریم یک دوری هم میزنیم دلت وا شه!! رسیدیم جلو طرفی كه اردر میگیره میگه چی میخواین؟ میگم بهش تو بگو اول ... بعد میگه من شماره سه لطفا!( یعنی همبرگر فرایز و درینک) خدا رحم کرده گشنش نبوده!!! منم گفتم من فقط برگر و میخوام! بعد به زنه میگه كه یک بستنی هم لطفا... زنه میگه بستنی نداریم! میگه پس این چیه؟؟ نوشته بستنی! میگه اینا شیک هست ولی با بستنی!!!! میگم خوبه بگیر خوشمزست!! میگه نه بیخیال بستنی میخواستم! بعد گفتیم همین پس دیگه... بعد تا رسیدن به پنجره بعدی میگم خدا رحم کرد گشنت نبودا! ولی خوب کردی فرایز گرفتی منم میخورما!! میگه یک ساعته میگی گرسنته یک برگر فنقلی گرفتی؟! من كه سیرم یک اردر کامل دادم!! تازه بستنیم كه نداشت! میگم عیب نداره تو عیب نداره بخوری!! میخوای بعدش بریم مک دونالد بستنی هم بگیریم؟؟!!!!میگه نه! غذا را بلاخره گرفتیم! میگم من از فرایز هات میخوام! میگم از پپسی هم میخوام! میگم اصلا تو رانندگی کن اگه میخوایم بریم پی اس اچ .. میگم چرا چراغها همش قرمزه!! خلاصه شونصد تا قر زدم كه رسدیم! پارک کردیم و برگر های خوشمزمون را زدیم به معده در کمال آرامش! بعدشم کلی با هم حرف زدیم البته خیلی دیگه بحثمون علمی - کاری - بزینسی شده بود!! بعد در و باز کرده كه یک سیگار بکشه میگه نگین ببین چه کج پارک کردی! میگم وا خوب پارکینگش کج کج مگه نیست!!! میگه نه بابا صافه! بعد میگه عیب نداره جز من و تو این چند نفری كه دارن راه میرن هیچکی نیست! خدایی هم هیچکی نبود! ساکت ساکت فقط صدای ما بود كه حرف میزدم و ابی كه بک گراند میخوند همین! یک ساعت گذشت تصمیم گرفتیم بریم بیچ نزدیک خونمون ولی انقدر سرد بود كه تصمیم گرفتیم اول بریم یک سر خونه آقای عین و پتو بیریم كه بپیچیم دورمون! رفتن خونه همانا و ولو شدن همانا! مشغول فیلم دیدن شدیم و آب جو زدیم و خوابمون برد!!! صبحم آقای عین یک صبحانه اساسی درست کرد و حسابی دوپینگ کردیم و من برگشتم خونه و اونم مشغول کاراش شد!!! تصمیم گرفتیم كه از این به بعد شنبه ها بریم تنیس بازی کنیم! من هی بهش میگم من خیلی بلد نیستم! میگه آره میدونم مثل تخته بازی کردنته كه بلد نیستی همش از من میبری! هاهاها!!! نه ولی واقعا یادم رفته تنیس
بزنم به تخته این هفته هم همش جیم رفتم و کم خوردم! از جهت ورزش و خوردن از خودم راضیم! الان از اون مدلا شدم كه انگار حال میکنم با جیم رفتن! !!!! یک مدلایی كه وقتی نمیرم عذاب وجدان دارم! وزنه هم كه داره باهام همکاری میکنه!!! تازه رسیدم به اونجایی كه اول ها ی تابستون بودم خجالت داره واقعا! ولی خوب عیب نداره بشره دیگه اشتباه میکنه!!! نصفشم تقصیر آقای عین میندازیم عیبی نداره!!ا
هنوز مشقهای این هفته رو نکردم بهتره دیگه شروع کنم ... تو فکرم برم کافی شاپ محبوب هم از خونه در میام هوایی میخورم هم کارام میکنم
امیدوارم همتون هفته خوبی داشته باشین! ا
1 comments:
negin joon age khode bekhad va man tanbaly nakonam mikham ye modaty up konam akhe alan karhaye in do ta kheyly bamaze shode
Post a Comment